از وقتی پدربزرگم مرده همه چیز بیمعنی تر به نظر میاد! حتی مردن خودش. و نه یه جور بدی. خیلی حس میکنم باید لحظه هارو زندگی کنم و در عین حال یه کارایی برای آینده کنم میدونی الان فرقش اینه که کمتر مهم به نظر میان اتفاقای آینده. کمتر انتظار پرفکت بودن دارم ازشون و میدونی؟ حتی اگه پرفکت باشن، خب چی میشه مگه. زندگی جریان داره
برچسب:
نویسنده: یلدا کریمی