
تولد نوزده سالگی. صب م بود راستش الان نمیدونم چه حسی دارم نسبت به کل اون چیزایی که پیش اومد فک کنم باید بنویسم راجبش بعدتر ریاضی رو دیر رسیدم فیزیک رو نرفتم و خوابیدم کللی، وخت نشد ناهار بخورم رفتم برنامه کنار اون یارو نشستم که خیلی مغروره و روژین روش کراش داره البته همه مغرورن فک کنم اون خانومه ناراحت و نا امید شد ازم که رفتم اون ته ولی خب میخواستم کللی مسج بدم ببینم کی کجاییم. بعد برنامه کارگاه بود که نرفتم و با ن رفتیم یه کیک گرد زیبای خیلی شکلاتی گرفتیم و رفتیم اون کافه هه که یبار با م رفته بودیم و قسمت غیر سیگاریا نشستیم و صبت کردیم و اینا، قدم زدن از دانشگا تا کیک فروشی ه و از اونجا تا کافه با ن عالی بود هوا عالی بود ن عالی بود. راستش صبحش برا خودم تو راه آهنگ تولد اندی رو گوش میدادم:)...
ادامه مطلب